خرید بک لینک
یک قاعده ی کلی در مورد ھرگونه عشقی وجود دارد، چه عشق به زندگی باشد، چه عشق به یک انسان دیگر، به یک حیوان، و یا یک گل:من ھنگامی می توانم دوست بدارم که عشق من درخور معشوق باشد و با نیازھا و طبیعت او ھمخوانی داشته باشد. عشق من به گیاھی که به آب کم نیاز دارد، خود را در این نشان می دھد که تنھا ھمانقدر که نیاز دارد به آن آب بدھم. اگر درباره ی «آنچه که برای گیاھان سودمند است» یک پیش باوری دارم، مثلا این که ھمه ی گیاھان به آب فراوان نیاز دارند، گیاه را خراب خواھم کرد و از بین خواھم برد، چون نمی توانم آن را چنان که بایسته ی اوست دوست بدارم .پس فقط دوست داشتن و «بھترین آرزوھا» را برای یک موجود زنده ی دیگر داشتن، کافی نیست.تا ندانم نیاز یک گیاه، یک حیوان، یک کودک، یک مرد، و یا یک زن چیست، و تا نتوانم خود را از پیش فرض ام در این باره که بھترین چیز برای دیگران چیست و از میل ام به کنترل دیگران، رھا کنم، عشق من ویرانگر است- بوسه ی مرگ است .

برچسب: نویسنده: باربد باقری تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 21:13

ﻣﻬﻢ ﺑﻮﺩﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻧﺼﯿﺒﺘﺎﻥ ﺷﻮﺩ . . ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪﺑﺎﺷﯿﺪ ﻫﺮ ﭼﻪ ﮐﻤﺘﺮ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪ ﺗﺤﺴﯿﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﺎﺷﯿﺪ؛ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺗﺤﺴﯿﻦﻣﯿﺸﻮﯾﺪ . ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺮﺗﺮ ﺑﻮﺩﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻭﺍﮔﺬﺍﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﯿﺪ. . ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﯿﺪ ﻋﯿﺐ ﺧﻮﺩﺭﺍ ﺑﺎ ﻋﯿﺐﺟﻮﯾﯽ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﻓﻊ ﮐﻨﯿﺪ . . ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﺮﺩﻡ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﮐﻨﯿﺪ ﺩﯾﮕﺮﻭﻗﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻓﻊ ﻋﯿﻮﺏ ﺧﻮﺩ ﻭﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻧﺨﻮﺍﻫﯿﺪ ﺩﺍﺷﺖ . ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺴﺎﻥ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺍﯾﺴﺖ؛ﻫﺮ ﭼﻪ ﻋﻤﯿﻘﺘﺮ ﺑﺎﺷﺪ ﺁﺭﺍﻣﺘﺮ ﺍﺳﺖ. .ﺗﻨﻔﺮ ﺍﺯ ﺍﻓﺮﺍﺩ؛ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻼﺹ ﺷﺪﻥ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﻮﺵﺧﺎﻧﻪ ﺍﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺁﺗﺶ ﺑﺰﻧﯿﺪ. . ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺷﺎﺩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺁﺯﺍﺭ ﻧﻤﯿﺪﻫﺪ ﺑﻠﮑﻪﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﺷﺎﺩﯼ ﺧﻮﺩ ﺳﻬﯿﻢ میکنند.

برچسب: نویسنده: باربد باقری تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 21:13

اهل لغت دربارۀ عقل گفته اند: لفظ عقل از عقال گرفته شده که به معنای پای بند است و عقل را بدان جهت عقل گویند که انسان را از آن چه مانع صلاح و سعادت او است، باز می دارد.مفهوم مهار و کنترل را دارد.ودر جای دیگراز عقل به معنی عقال یاد میشودکه شامل طنابی است که از پره بینی شتر عبور میدادند جهت کنترل ومهار شتر. وعقل نیز در وجود انسان کار هدایت ویافتن جهت درست را نشان میدهد. وحال فرمانی که این هدایت با اوست از کجاست؟ بعبارت دیگر نیروی مبدا چیست ودستور از کجا صادر میشود؟ عالم خلق دارای سه مرتبه کلی است که عبارتند از 1- عالم عقل 2- عالم مثال 3- عالم طبیعت. عالم عقل یا عالم جبروت ، عالمی است عاری از مادّه و خواص مادّه ؛ لذا در این عالم ، خبری از آثار مادّه ، مثل حرکت و زمان و شکل و رنگ و مقدار و ... وجود ندارد . عالم مثال یا عالم برزخ یا عالم ملکوت نیز عالمی است عاری از مادّه؛ لکن در این عالم برخی از خواص مادّه نظیر شکل و رنگ و مقدار موجود است ؛ ولی از زمان و حرکت که خواصّ اصلی ماده اند مبری است، عالم طبیعت نیز همان عالم ماده است. رابطه ی این عوالم، رابطه ی طولی است؛ یعنی عالم عقل باطن و علّت عالم مثال و عالم مثال باطن و علّت عالم طبیعت است ؛ و چنین نیست که بعد از تمام شدن عالم ماده عالم مثال شروع شود ؛ و بعد از تمام شدن عالم مثال عالم عقل آغاز گردد ؛ یعنی ؛ عالم عقل عالم مثال را در بر گرف

برچسب: نویسنده: باربد باقری تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1396 ساعت: 21:37

به نام قدرت مطلق اللهخلاصه سی دی خلق جهان برای اکثر انسانها جهان به صورت یک معماست که چگونه به وجود آمده دانشمندان فیزیک خیلی تلاش کردند جواب این سؤال را بدهند که نظریه بینگ بنگ را مطرح کردند که جهان یک نقطه کوچک بود و در اثر انفجار متلاشی شد و جهان هستی از دلش بیرون آمد تا لحظه انفجار را هم میدانند ولی قبل و بعدازآن را نمیدانند ولی ما اینکه جهان هستی به این بزرگی داخل یک نقطه کوچک بوده را قبول نداریم و معتقدیم باید از طبیعت الگوبرداری کرد مثلاً یک هسته زردآلو یا گردو را وقتی میکاریم زیرزمین میترکد و منفجر میشود و تبدیل به جوانه و درخت میشود قدر مسلم درخت از دل همان هسته بیرون آمده ولی خود درخت که داخل هسته نبوده بلکه نقشهاش داخل هسته بوده و بقیهاش را از جهان خارج از هسته آورده که همان خاک و آب و کود و... است و هسته را تغذیه می کند.در حیوانات نیز یک هسته یا سلول اولیه وجود دارد که با تقسیم سلول اولیه میلیاردها سلول به وجود آمد فقط در مغز انسان صد میلیارد سلول وجود دارد که از همان سلول اولیه به وجود آمده یعنی نقشهاش در سلول اولیه بوده ولی آمده از جهان بیرون تغذیه کرده و گسترش پیداکرده و این در هر ساختاری صادق است پس جهان هستی هم یک نقطهای بود که با استفاده از منابع جهان های دیگر گسترش پیدا کرد بنابراین وجود جهان های دیگر انکارناپذیر است هر سلولی فقط محیط خودش را میبیند

برچسب: نویسنده: باربد باقری تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1396 ساعت: 21:37

به نام قدرت مطلق اللهخلاصه سی دی کلسیم کشور ما سومین کشور جهان است که جمعیتش از پوکی استخوان رنج میبرد و هشتاد درصد از جمعیت ایران که عمدتاً زنان هم هستند پوکی استخوان دارند این در حالی است که کشور ما هم آفتاب خوبی دارد و هم منابع غذایی کافی.درست است که پوکی استخوان در اثر کمبود کلسیم ایجاد میشود اما صرف مصرف کلسیم پوکی استخوان را برطرف نمیکند بلکه این موضوع سازوکار خودش را دارد اولین قدم برای حل مشکل پوکی استخوان جذب کلسیم است لبنیات منبع سرشار کلسیم هستند اگر بخواهیم معادلسازی کنیم کلسیم موجود در 100 گرم شیر برابر با کلسیم موجود در 30گرم پنیر و 300 گرم ماست و 5 تا 8 کشک و 2 تا 3 گرم قره قوروت است البته وقتی میگوییم شیر منظورمان شیرهای طبیعی است که امروزه خوشبختانه با گسترش لبنیاتیها در دسترس عموم قرار دارد نه شیرهای بستهبندی که با سمومی باکتری های آنان را میکشند تا مدت نگهداریاش بالا رود چون با این کار مواد مفیدش هم از بین می رود بعد از مصرف کلسیم برای جذب کلسیم نیاز به فسفر داریم منابع فسفر در گردو و کشمش و خرما وجود دارد گردو را هم باید تازه تازه شکست و خورد گذشتگان غذایشان ترکیبی از اینها بود مثل پنیر و گردو یا آب دوغ خیار با کشمش و گردو وقتی کلسیم به واسطه فسفر جذب شد و وارد خون شد برای رفتن داخل استخوان نیاز به ویتامین D2 داریم که فقط در چربیها مثل روغن حیوانی و

برچسب: نویسنده: باربد باقری تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1396 ساعت: 21:37

(همه آن صفات و ویژگی هایی که خداوند به انسان داده است همانند دانه های تسبیح می مانند ولی هنگامی که عشق مخلوق می آید، مثل نخ تسبیح این دانه های تسبیح را با دقت در کنار هم قرار می دهد و چیدن این دانه ها هست که به آن شکل میدهد و قابل استفاده مینماید و شما هم میتوانید با آن ذکر بگویید، با آن کار کنید و در واقع کاربردی میشود صفات شما.)یاد وی در جنبش برگی ز باد / وا نکرده چشم می آید به یاد (هنگامی که حتی یک برگ تکان میخورد سریعا انسان به یاد آن شخص می آُفتد و حتی هنگامی که از خواب چشم باز میکند سریعا یاد آن شخص می افتد، در واقع اولین چیز است و هیچ چیز دیگری اهمیت ندارد.) هر چه کردی اندرونش حسّ او / در نگاهت هاله ای تصویر گو (هر کاری انجام میدهی به یاد آن شخص و هر فعالیتی که انجام میدهی به یاد و خاطره آن شخص انجام میدهی. و آنقدر که همه ی کارها را به یاد او انجام می دهی هر شخصی که ببیندت چشم ها و نگاه تو نشانی از خوب نبودن حالت را دارد.) خود بدان وابستگی آگه نه ای / پایه هایت بر شن سست مینهی (خودت از آن بلایی که بر سرت آمده آگاه نیستی و نمی دانی که چه چیزی در پشت قضیه وجود دارد، چرا که چون آگاهی نداری مثل این میماند که پایه های زندگیت را بر شن سست می گذاری و بنای ساختمان وجودیت، یا همان خواسته هایت را بر شن سست میگذاری.) گر که دلبر از تو رویش بر گرفت / شد هم

برچسب: نویسنده: باربد باقری تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1396 ساعت: 21:37

هریک از گیاهان دارایِ یک کیفیتِ ارتعاشی هستند، کیفیتِ ارتعاشیِ گیاهان میتواند به شما در متعادل کردن و انرژی بخشیدن به هاله(aura) و چاکراهایتان کمک کند. هر یک از اعضایِ گیاهان، یک هدیۀ منحصر به فرد برای ارائه به شما دارند، که میتواند شما را در پیمودنِ مسیرتان بر رویِ زمین یاری رساند. یاری گرفتن از این انرژیهایِ گیاهی در مسیرِ زندگیِ فردی، میتواند به شما کمک کند تا با زیبایی هایِ طبیعتی که اطرافِ شما را فرار گرفته ارتباط برقرار کنید. نوشیدنِ چای ها و دمنوش هایِ طبیعی، استفاده از تولیداتِ گیاهی و نگهداری گیاهان در نزدیکی تان، از راههایِ سادۀ استفاده از این هدایا هستند. گیاهانی وجود دارندکه با 7 چاکرایِ اصلی در ارتباط هستند و میتوانند به احیا سازیِ کودکِ الهیِ درونِ شما کمک کنند، "برایِ تهیه گیاهان، سعی کنید که خودتان آنها را از مناطقی که دور از جاده ها و آلودگی هایِ شهری هستند و مناطقی که در آنها سم پاشی صورت نگرفته یا کمتر سم پاشی شده است بچینید، مدتی کنارِ گیاه بنشینید تا ارتعاشِ مادر زمین را احساس کنید که به سمتِ شما حرکت میکند، از روحِ گیاه بخواهید که شما را در گذراندنِ مراحلی از زندگی یاری رساند، بواسطۀ ارائه یک سنگ کریستالی و یا خواندنِ یک ترانه، از گیاهی که قصد چیدنِ آنرا دارید، تشکر کنید، تشکر کنید از اینکه که تبدیل به قسمتی از زندگیِ شما میشود." چاکراهایِ شما به من

برچسب: نویسنده: باربد باقری تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1396 ساعت: 21:37

پیام من آب میآورمتو آنقدر بنوش که سیراب شوی اما نه زیر آب من بلندمبه بلندای قله هایی که نتوان تسخیر نموداما تو بر بام من، مسلح بیا، تا عظمت را ببینی من میرویانم آنقدر که زمین و آسمان را شب و ظلمت فرا گیرد اما تو از میان سبزه ها، نور را بیاب و بر بال آن بنشین و به سوی من پرواز کن تا انچه به باورت نمیگنجد، ببینیتو میتوانی همۀ آنچه که هست با نیروی عقل خویش تبدیل به بهترین کنی و به سوی نقطهای بیایی که آغاز نمودی!

برچسب: نویسنده: باربد باقری تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1396 ساعت: 21:37

گفتا تو از کجایی کاشفته مینمایی گفتم منم غریبی از شهر آشنایی گفتا سر چه داری کز سر خبر نداری گفتم بر آستانت دارم سر گدایی گفتا کدام مرغی کز این مقام خوانی گفتم که خوش نوایی از باغ بینوایی گفتا ز قید هستی رو مست شو که رستی گفتم بمی پرستی جستم ز خود رهایی گفتا جوی نیرزی گر زهد و توبه ورزی گفتم که توبه کردم از زهد و پارسایی گفتا بدلربایی ما را چگونه دیدی گفتم چو خرمنی گل در بزم دلربایی گفتا من آن ترنجم کاندر جهان نگنجم گفتم به از ترنجی لیکن بدست نایی گفتا چرا چو ذره با مهر عشق بازی گفتم از آنکه هستم سرگشتهئی هوایی گفتا بگو که خواجو در چشم ما چه بیند گفتم حدیث مستان سری بود خدایی موضوعات مرتبط: اشعار عارفانه

برچسب: نویسنده: باربد باقری تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1396 ساعت: 21:37

به خاطر آگاهي نادرستي كه در ما وجود دارد، معمولا بدون اينكه پشت پرده حقايق اصلي را ببينيم، معمولا هميشه به دنبال خوشي و سلامتي هستيم و وقتي كوچكترين ناخوشي و بيماري به سراغ ما مي آيد، از زمين و زمان گله و شكايت مي كنيم، غافل از اينكه برخي از بيماري ها، به صورت تكه تكه و در بازه هاي زماني مختلف مي آيند تا بار بزرگي از دوش ما برداشته شود. بيماري ها معمولا يا ريشه ايگويي دارند يا ريشه كارمايي.معمولا انسان ها داراي ظرفيت كمي براي استهلاك كلي كارمايي كه بوجود آورده اند، مي باشند، به همين خاطر، مادر الهي فرد مطابق با طرح و برنامه بينگ يا رب فرد در دادگاه الهي، مذاكره مي كند و از قانون درخواست مي كند كه كارماي موجود را به صورت تكه تكه و در بازه هاي زماني مختلف به فرد بدهد تا شخص بتواند كارماي خود را مستهلك كند. معمولا در اين ميان، مادر الهي از قانون رحمت خداوند بهره مي گيرد، نه از عدل الهي. برخي بيماري ها به سراغ ما مي آيند تا باري از دوش كارماي ما بردارند. باري كه ما به خاطر غفلت و نا آگاهي مان، روز به روز بر ميزان آن مي افزاييم. غافل از اينكه همين بار، در آينده نزديك يا دور، به صورت انواع مختلفي از رنج ها و بيماري ها و مشكلات مختلف به سراغ خودمان مي آيد. پس انساني كه عاقل و بيدار است، در زمان بيماري ها و مشكلات، بايد شكر گذار خداي خود باشد و از خداوند به خاطر توجه و عنايتي كه به او نمود

برچسب: نویسنده: باربد باقری تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1396 ساعت: 21:37

اگر می خواهی بیماریهایت ریشه ای شفا یابند؛ "بدن"، "ذهن" و "روح" ات را در هماهنگی نگه دار. هماهنگی کالبد جسمانی با کالبد ذهنی و کالبد روحی، اساس کار است. وقتی در کاری وارد شدی، ذهنت همانجا باشد و روحت همان را نظاره کند. اگر به سجده می روی، بگذار ذهنت نیز تسلیم شود و روحت نیز به سجده افتد. وقتی استکانی را می شویی، ذهنت همانجا باشد و روحت نیز همان کار را ناظر شود. اینکه بدن، کاری کند و ذهن به هپروت رود و روح خواسته ی دیگری داشته باشد، ریشه ی تمام بیماریهای روان تنی است. چنین چیزی تکه تکه کردن خود است. همواره در هر کاری که هستی، خودت را به یاد آور. این یادآوری و این نگاه به خودِ فعال مهم است. از حفظ کار نکن، شرطی شده کار نکن. مگذار که بدن در فعالیتی باشد و ذهن مشغول ورّاجی های خودش باشد و روح نیز در صحرای حیرانی سیر کند. چنین چیزی برای سالکانی که تمامیت وجودشان را خواهانند، بزرگترین خطر است. منشاء بسیاری از بیماریهای ناشناخته نیز همینجاست. از همین تکه تکه شدن است. پس به خودت کمک کن و در هر حال که بودی، متوجه هماهنگی بدن، ذهن و روح ات باش.

برچسب: نویسنده: باربد باقری تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1396 ساعت: 21:37

این ناو هم به انسان اطلاق میشود و هم به مسائل دیگر.میدانیم سخت است، اما شما با اندیشه ژرف خود عوامل اجرایی آن را فراهم خواهید نمود و به خصوص با نگارش کتاب سوم خیلی از مسائل باز خواهد شد و حقیقت چهره واقعی خود را به آنانی که خواهان انجام اعمال الهی هستند، پیدا خواهد نمود. در گذشته ما راجع به حس، نور و صوت سخن بسیار گفتهایم، اما راجع به نفس هم همینطور. آن گونه که آنها را باز نموده، تشریح و مراتب آنها را نیز برای همگان بازگو نمودهایم. مراتب نفس فقط در انسان کامل میشود و آن به علت وجود روح است، انسان فقط دارای روح است، همانطوری که نفس در سایر موجودات نیازی به تکامل ندارد، نیاز به روح هم ندارد. یزدان پاک روح را انحصاراً به انسان تفویض نموده و تکامل نفس تا درجه کمال با وجود روح امکان پذیر است. پس روح در انسان منحصر به فرد و مانند پادشاه جسم است. اگر نفس به درجه کمال نرسد، روح در آن معنا ندارد، حال هر انسانی در هر درجه و مقامی باشد فرقی نمیکند. اینجا راجع به مبحثی که فرود میآید، مطالب مختلفی صحبت میکند که آخرش از قسمت روح و نفس میگوید و من هم گفتم تمام مباحثی که صحبت میکنیم همه برای شناخت خود است. ما نمیخواهیم فیلسوف شویم یا عارف، میخواهیم شناخت پیدا کنیم، شناخت راجع به خودمان و جهان هستی. چون ما یک موجود مجهول هستیم. انسان خودش، خودش را نمیشناسد، تا جایی که شماره شناسنامه، ن

برچسب: نویسنده: باربد باقری تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1396 ساعت: 21:37

صفحه بندی